دستاَش را بگیر
نیفتند برگهاش
شاید این درخت
بهار میخواهد دلاَش!
شبیه تو استْ بهار
که وقتی میآید
دیکتاتورها هم لبخند میزنند!
های بانو
شوخی نکن
چشم خسته ، بسته می شود
قلب خسته
می ایستد
بهار یعنی
از پشتِ پنجره صدای گنجشک بیاید
صدای گلفروشهای دورهگرد
صدای موسیقی، رقص، آواز…
بهار یعنی
همهی اینها بیایند وُ
تو نیایی!
برچسب: نیایی,
نویسنده: بردیا رستمی